سید احمد میرزاده

نمی رود دل محزون به جست و جوی بهار

نمی رسد دگر از کوچه باغ ، بوی بهار

پرنده ی دل من در میان حجم قفس

شکسته شد پروبالش در آرزوی بهار

دلم گرفته از این کوچه های حزن آلود

کجاست آن که مرا می برد به سوی بهار

 چه لحظه های غریبی  ، چه فصل دلتنگی

سفر کن ای دل عاشق به جست و جوی بهار

                           ***

صدای مبهمی از دور دست می آید

دوباره پرشده صحرا زهای و هوی بهار

از کتاب عاشقانه های ببر زخمی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody