سید احمد میرزاده

  امروز صبح داشتم «ترانه های میهن تلخ» را می خواندم .مجموعه ی شعری از شاعر بزرگ یونان : «یانیس ریتسوس :»با ترجمه ی« احمد شاملو.»

  این کتاب را درنوجوانی خوانده بودم .و در طی این سالها بارها به آن مراجعه هم داشته ام .امروز در بازخوانی آن کشف کردم که مضامین دوشعراین مجموعه را شاعران دوره های بعد تکرار کرده اند  بی آن که به منبع اقتباسی خود یعنی این کتاب مشهور اشاره کنند و در نتیجه این مضامین به نام آنان تمام شده است .

  طبعا اگر بگوییم شاعران نام آور روزگارما ،مجموعه ی آثار شاملو را نخوانده اند فرضی بعید و در واقع نامحتمل خواهد بود.

  در زیر به این دو مورد اشاره می کنم و قضاوت را به شما وا می گذارم : 

 

 1.

«پنجه ی مریم ، رسته در شکاف صخره ای

این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی ؟»

یانیس ریتسوس ، ترانه های میهن تلخ ،شعر «گفت و گویی با گلی »

 

مقایسه کنید با :

پس گلم آن رنگ را

از کجا آورده بود ؟

ناصر کشاورز، آدم و پروانه ، شعر« چند گلبرگ سفید »

 

2.

«صدا کفافش نمی دهد

لعنت و نفرین کفافش نمی دهد

برای بیان حقیقت

کنون اورا

تفنگی می باید

یانیس ریتسوس ، ترانه های میهن تلخ ، شعر «کافی نیست... »

مقایسه کنید با :

«دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست ...

باید برای جنگ

از لوله ی تفنگ بخوانم »

قیصر امین پور ، تنفس صبح ، شعر «شعری برای جنگ »

نوشته شده در جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody