سید احمد میرزاده

پس از سوختن زنده زنده ی هزاران لاک پشت در دریاچه پریشان، خبرها حکایت از ادامه ی اتش ‏سوزی دو روز گذشته در نیزار پریشان دارد. رسانه ها نوشته اند که به پریشان نروید. در پریشان بوی گوشت سوخته ‏می‌آید. بوی گوشت سوخته پرندگانی که وقتی شعله‌ها به آشیانه‌شان رسید نتوانستند فرار کنند، بوی گوشت سوخته ‏مارهای مرداب، قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و جوجه‌های نورسی که پرواز نمی‌دانستند و خیال نمی‌کردند بشر آنقدر بی‌رحم ‏شده باشد که آنها را زنده زنده بسوزاند.ادامه ی مطلب را  به نقل از کازرون نیوزبخوانید: 

اگر سال گذشته در روز هوای پاک تیغه­های ماشین­های راه­سازی را به جان دریاچه بین­المللی پریشان انداختیم، امسال و در روز زمین پاک آتش جهلمان را بر نیزارهای حاشیه تالاب پریشان گشودیم تا بار دیگر ما (دقیقاً همه­ی ما) نظاره­گر سند دیگری بر بی­تدبیری و ناتوانیمان پیرامون حفظ آنچه که زندگیمان را مدیونش هستیم، باشیم.

صبحگاه دوم اردیبهشت ماه، سواحل غربی دریاچه­ی پریشان کازرون، باز هم شاهد آتش­سوزی گسترده­ای بود که نظیرش را حداقل طی دوسال گذشته در این منطقه شاهد نبودیم. طبق برآوردهای اولیه وسعت این آتش­سوزی و گستردگی آن  بالغ بر صد هکتار بوده است.

بحران به وجود آمده علاوه بر آنکه تخریب بخش گسترده و قابل توجه دیگری از زیستگاه­های حاشیه دریاچه پریشان که این روزها میزبان برخی گونه­های پرنده­ای ساکن در دریاچه و محل زیست برخی جانواران و همچنین حشرات متعددی است را به دنبال داشت، موجب ایجاد تغییرات شدیدی در بستر خاک دریاچه و از بین رفتن برخی مواد آلی موجود در آن شد.

  

 

چه کسانی در زمان شروع آتش­سوزی می­توانستند به منطقه دسترسی داشته باشند؟

نکته­ی قابل تأمل دیگر در این میان زمان شروع آتش­سوزی است. طبق گفته­های مأمورین آتش­نشانی و بنا بر اظهارات بومیان، زبانه­های آتش از سحرگاه امروز مشاهده شده و نخستین مراجعه­ی مأمورین به منطقه نیز در ساعات ابتدایی روز بوده است. بدون شک در منطقه­ای که دسترسی عمومی و فراگیری به آن وجود ندارد، افراد ناآشنا به محل نمی­توانند سحرگاه وارد محل شوند.

 محل شروع آتش­سوزی

آنچه که در این میان بیش از همه جالب توجه است، محل شروع آتش­سوزی است. باز هم بنا بر اظهارات کارشناسانِ حاضر در محل و همچنین مشاهداتی که از ارتفاعات مشرف به منطقه صورت گرفته، آتش­سوزی از دل نیزارها شروع و به سمت حاشیه­ها پیش­روی داشته است.

 احتمالات:

 غیرعمدی:

اگر این آتش­سوزی غیرعمدی صورت گرفته باشد، بایستی علتی برای شروع آن متصور شد. این علت می­تواند در یکی از صورت­های زیر محقق شود:

 

عامل انسانی (مانند افتادن غیرعمدی کبریت روشن، سیگار خاموش نشده و...)

در این مورد بنا بر واقعیات موجود در خصوص زمان شروع آتش­سوزی (سحرگاه) و محلی که شعله­های آتش از آنجا شروع شده­اند (در وسط نیزارها)، این عامل اندکی بعید به نظر می­رسد.

 

عامل طبیعی

عامل­های طبیعی در وقوع چنین آتش­سوزی­هایی تنها در مناطق ویژه که یا تحت تأثیر گرمای شدید بوده­اند به وقوع می­پیوندند و یا آنکه توسط گیاهانی خاص که قابلیت احتراق را بصورت طبیعی دارا بوده و با آتش­گرفتنشان به حفظ چرخه­ی طبیعت نیز کمک می­کنند به وجود می­آید. در مورد دریاچه پریشان به دلیل شروع آتش­سوزی، پیش از طلوع آفتاب و در هوایی نسبتاً خنک و همچنین در محیطی که فاقد گیاهان اشاره شده در سطر پیش هستند، این عامل نیز خارج از منطق به نظر می­رسد.

 

 عمدی :

احداث جاده : به دلیل حساسیت­های متعددی که چند وقت اخیر در خصوص احداث جاده در حاشیه دریاچه پریشان صورت گرفته، این مولفه نخستین نکته­ای است که به ذهن می­رسد.اگرچه جاده ­ی یاد شده با این ناحیه فاصله دارد چنانچه در آینده مشخص شد که کارشناسان!!! مسیری را در این قسمت مطالعه کرده­اند، مسئله شکل دیگری به خود می­گیرد.  

 

 ب) اقدامی اعتراضی ـ در نگاهی دیگر می­توان متصور شد عده­ای در پی حرکتی اعتراضی دست به چنین اقدامی زده­اند. این امر نسبت به مولفه­ی پیشین بیشتر قابل بررسی است. در این مورد ابتدا بایستی ریشه­های اعتراض­های احتمالی را بررسی نمود:

الف) اعتراض به عملکرد متولیان دریاچه (مانند محیط­زیست، شیلات و...): موارد متعددی وجود دارد که بومیان یک منطقه در اعتراض به عملکردهای دولتی و نارضایتی از قوانین حاکم بر یک محدوده، دست به چنین اقداماتی زده­اند. در خصوص دریاچه پریشان نیز اگر اعتراض فرضی از این دست بوده باشد، می­تواند نسبت به مسائلی از جمله جلوگیری از گسترش زمین­های کشاورزی، تشدید فعالیت­های دادگستری و اداره آب در برخورد با چاه­های غیرمجاز و... صورت گرفته باشد.

ب) اعتراض نسبت به پیشگیری از ساخت جاده:گروه­های راهسازی پیش از این و در جریان ساخت جاده ثابت کرده بودند که با بی­توجهی کامل و در مقابل چشمان مأموران محیط­زیست می­توانند چندین هکتار نیزاری را که بر سر راهشان قرار داشت را در اندک زمانی به آتش بکشند.

 ج) گسترش زمین­های کشاورزی

وقوع خشکسالی اخیر در دریاچه پریشان و به تبع آن حوزه­ی آبخیز مربوط به این تالاب، رکود کشاورزی در سطح منطقه را موجب شده است. گرچه سال گذشته بسیاری از کشاورزان با حفر چاه­های غیرمجاز و یا افزایش غیرقانونی عمق چاه­های دارای پروانه، از تبعات این خشکسالی به نفع خود کاستند، ولی به روی تابستان پیش­رو و بحرانی را که می­توان از هم­اکنون پیش­بینی نمود، برای بسیاری از کشاورزان دلهره­آور است.

از سویی نیز گسترش زمین­های کشاورزی و نفوذ کشاورزان و حاشیه­نشینان تالاب به حریم آن در پی خشک­شدن­های معمول آب دریاچه پریشان، امری پرسابقه در این منطقه به شمار می­آید. چه بسا مناقشاتی که گهگاه میان اداره محیط­زیست و برخی روستائیان بر سر زمین­های تملک شده در حریم دریاچه پریشان به وجود می­آید (و از طنز روزگار نیز گاهی که دریاچه در یک فصل کم آب و بستر خشک شده توسط عده­ای سودجو به عنوان ملک کشاورزی تصاحب می­شود، در فصل دیگری که پرآب شده و آب به بستر پیشین بازمی­گردد، مورد اعتراض سودجویانی که اینک خود را مالک می­نامند قرار گرفته و گاهاً خواستار باز شدن جوی­های حاشیه تالاب جهت کاهش آب آن می­شوند!!!)

تأمل بیشتر در مورد گسترش زمین­های کشاورزی این احتمال را به دست می­دهد که چنانچه اشخاصی با چنین هدفی اقدام به آتش­زدن نیزارها نموده­اند، گمان کرده­اند پس از گذشت مدت زمان اندکی (که می­تواند پیش از تابستان هم باشد)، نیزارهایی که به گمان آنها راکد و بی­خاصیت بوده­اند، به زمین­های کشاورزی تبدیل شوند. آن هم زمین­هایی که در خشکسالی پیش­رو می­تواند با توجه به نزدیکی چند متری به آب دریاچه پریشان، بحران آب آنها را کاسته و محصول خوبی را برایشان به ارمغان آورد.  

 

نوشته شده در جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody