سید احمد میرزاده

دوم دبستان بودم.روزانه ۵ ریال پول توجیبی از مادرم می گرفتم.و با شوق و ذوق می رفتم به کتابفروشی گل سرخ .که صاحب آن عموی دوستم امین عزیزان حقیقی بود.گل سرخ کتابهای کودکش را پشت شیشه می گذاشت و من با چه حسرتی به کتابهایی نگاه می کردم که هنوز پول نداشتم آنها را  بخرم.هرشش روز پول من به خرید یک کتاب از مجموعه ی کتابهای مصور انتشارات کوروش می رسید که قیمت پشت جلد آن  ٣٠ ریال بود.اولین کتاب موش زرنگ بود.و بعد خرس مهربان ،توله سگ ماهی گیر ، لاک پشت از خود راضی ، شیر مغرور ، توله سگ بازیگوش ، پاتوف به خرید می رود و ....کتابهایی تمام رنگی که هر صفحه ی آن فقط یک خط نوشته داشت .

تا این که داداش محمودم به من گفت به جای این کتابها یک کتابی بخر که مجموعه ی داستان باشد .در یک کتاب چند تا داستان داشته باشد .گفتم چه کتابی ؟گفت :قصه های خوب برای بچه های خوب را بخر.

این اولین باری بود که اسم این کتاب را می شنیدم و خیلی زود فهمیدم که بزرگترهای من هم با این کتاب بزرگ شده اند .مجموعه ای هفت جلدی که کمی بعد جلد هشتم آن هم منتشر شد .

جلد اول قصه های خوب برای بچه های خوب یعنی قصه های کلیه و دمنه یازده تومن بود.یعنی پول ٢٢روز من .اما به حرف داداشم کردم و این کتاب راخریدم .چه معامله ی پرسودی .چه قصه های شیرینی .به عکس آن قصه های قبلی که همه فضایی نا آشنا و غربی با اسمهایی عجیب و غریب داشتند این داستانها چقدر بومی و آشنا و صمیمی و خودمانی بودند.به عکس نثر نامناسب و پر غلط آن کتابها چه نثر ساده و شیرینی در این قصه ها بود .مقدمه ی نویسنده که مرا با کتاب کلیله و دمنه آشنا می کرد سرمایه ای شد که تمام عمر از آن بهر ه گرفتم .مقدمه ای که در ابتدای تمام کتابهای این نویسنده بود :قصه های مرزبان نامه ، قصه های سندباد نامه و قابوسنامه ، قصه های مثنوی و ....

این چنین بود که بانام مهربان مهدی آذر یزدی آشنا شدم .کسی که سودمندترین خواندنی های نسلی از کودکی های ما ایرانیان را فراهم کرد.قصه هایی با کاغذکاهی وتصاویر خطی که عجیب مرا می گرفت و غرق می شدم در داستانهای آن .

بعدها خیلی ها به راه مهدی آذریزدی پا گذاشتند و کتابهای کهن را بازنویسی کردند.اما تصور نمی کنم هیچ یک توفیق مهدی آذریزدی را پیدا کردند.مهدی آذریزدی ازایتدا تصمیم داشت قصه های خوب برای بچه های خوب را به صورت مجموعه ای ده جلدی عرضه کند .اما تنها تا جلد هشتم آن را نوشت .چندی پیش دردیدار با مصطفی رحماندوست وعده داد جلدهای نهم و دهم آن را بنویسد...اما دریغ ....

سالها پیش، حضرت استاد محمد رضا سرشار (رضا رهگذر ) درهنگامی که مسوولیت سردبیری سروش نوجوان را به عهده داشتند وِیژه نامه ای برای بزرگداشت استاد مهدی آذریزدی تدارک دیدند که بعدها با مقدمه ی ایشان به شکل کتابی به  چاپ رسید .این اولین باری بود که  نام آوران عرصه ی ادبیات داستانی ما که کودکی شان را با کتابهای آذریزدی گذرانده بودند به بزرگداشت این نویسنده ی کهنسال منزوی تنها پرداختند.

مهدی آذریزدی نویسنده ی مهربان و احساساتی که در هر مصاحبه ای با یاد کودکی اش به گریه می افتاد بخشی از کودکی ما بخشی از ناب ترین خاطرات زندگی ماست ...یادش جاودانه باد . 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody