سید احمد میرزاده

وقتی که اول مهر

واشد درٍدبستان

پر شد تمام این شهر

از غنچه های خندان

نام مرا نوشتند

در باغ یاس و سوسن

برنامه را که دادند

خندید مادر من

برنامه ای که در آن

ده  درس دیده می شد

بوی گل و شکوفه

از آن شنیده می شد

من درس خواندم و باز

پاییز رفت و دی شد

آن روزهای زیبا

چون برق و باد طی شد

شد ماه تیروامروز

گلهای باغ شادند

زیرا به دست هر یک

یک کارنامه دادند

تا مادرم به من باز

یک جایزه ببخشد

در کارنامه ی من

ده بیست می درخشد

نوشته شده در پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody