سید احمد میرزاده

نويسندگان مشهدي و مرغ همسايه

                                                     قسمت اول

سيد احمد ميرزاده

شاعر و نويسنده

    خراسان ازديرباز مهد شعرو ادب پارسي و پاسدار پرتعصب اين زبان شيرين و شكرين بوده ودرتمام ادوار تاريخ ،چهره هايي توانمند ونامدار را به جامعه ي ادبي پيشكش كرده است.از پدر شعر فارسي ،رودكي سمرقندي تا حكيم خردمند توس وخيام و عطارو  دردوره هاي بعد مولانا و ...تا روزگار ما كه دوران بهار و اخوان ومحمود دولت آبادي است .

        درقرن حاضر، دو اديب نام آور به نامهاي ميرزا عبدالجواد اديب نيشابوري ،معروف به اديب اول ومحمد تقي اديب نيشابوري معروف به اديب دوم درحوزه ي علميه ي خراسان به تدريس ادبيات عربي و فارسي اشتغال داشته اند كه به بركت حضور آنان حوزه ي علميه ي خراسان دررشته ي  ادبيات سرآمد تمام مراكز علمي ازجمله حوزه هاي نجف و قم بوده است.تاحدي كه  تمام بزرگان به طلاب  توصيه مي كرده اند كه ابتدا ادبيات را درخراسان بگذرانند و سپس براي ادامه ي تحصيل دررشته هاي ديگر عازم قم ،نجف و ...شوند.

  اديب اول شاگردان نامداري همچون استاد ملك الشعرا بهار و استاد بديع الزمان فروزانفر و استاد مدرس رضوي و دكترعلي اكبر فياض و اديب دوم شاگرداني همچون استاد محمد رضا شفيعي كدكني و دكتر محقق و...به جامعه تحويل دادند.

دكترمحمد رضا شفيعي كدكني درجايي گفته است :حلقه ي درس اديب پرورشگاه ذوق وطبع همه ي صاحبان استعدادآن عصر بوده است.هسته ي مركزي دانشكده هاي ادبيات درتاريخ فرهنگ ايران ،بي هيچ گمان ،حلقه ي درس او بوده است.

  انجمنهاي ادبي مشهد همواره از شهرت و اعتباري كشوري برخوردار بوده اند.به گونه اي كه مقام معظم رهبري درخاطرات خود(نقل به مضمون )چنين  فرموده اند كه ما در جلسات شعر مشهد از خواندن شعر خودداري مي كرديم.زيرا سطح ادبي جلسات مشهد بسيار بالا بود.درحالي كه درجلسات شعر شهرهاي ديگر حتي شيراز به راحتي شعرهاي خودمان را مي خوانديم.

       اين وضعيت تا همين امروزهم ادامه داردو خراسان درادبيات بويژه شعر از قطبهاي كشورمحسوب مي گردد.با اين حال دركمال تاسف بايد گفت كه هويدا شدن اين گوهرهاي ارزشمند و شكوفا شدن اين بذرهاي ناب از قديم الايام  يك شرط اساسي داشته است  و آن اتصال به پايتخت است!بعيد است شاعري هرچند پرمايه و توانا دراين شهر با تكيه ي صرف به علم و ادب خود به توفيق و شهرتي يك چندم پايتخت نشينان دست پيدا كند.خواه اين فرد ملك الشعرا بهارباشد يا مهدي اخوان ثالث يا هرشخص صاحب نبوغ ديگر.

   اين مساله اي جدي وبغرنج است كه همه ي متصديان عرصه ي فرهنگ بايد درآن تامل و تعمق كنند.ادبيات هنري است كه پيشرفت درآن امكانات ويژه اي نمي طلبد.با يد خواند ونوشت.و درنهايت نوشته ي خود را به استادي نشان داد.همين.اما گاه فراهم كردن همين اندك نيز با دشواري بسياري روبه روست.

   بايد خواند؛ اما گاه مهمترين رخدادها درعرصه ي كتاب بسيار دير به مشهد مي رسند و گاه براي فراهم كردن كتاب بايد رنج سفر به پايتخت را برخود خريد.

ديگر اين كه نوسينده و شاعر خراساني با همه ي نبوغ و شيرين سخني براي ارائه ي هنرخود با مشكلات بسياري دست و پنجه نرم مي كند.رسانه هاي فراگير به او اقبالي نشان نمي دهند.و تازه فراگيرترين رسانه هاي استان يعني دو روزنامه ي خراسان و قدس كه متاسفانه گاه به نظرمي رسد سالهاست به تفكر و گروههايي خاص تعلق خاطردارند مگر چقدراز  برد و نفوذ برخوردارند  وتا چه حد براي پاسخگويي به اين توان عظيم آماده اند ؟

   اين مشكل درعرصه ي نشر كتاب بيشتر خود را نشان مي دهد.ناشران خراسان به هزار و يك دليل كه پرداختن به آن مجال ويژه ي خود را مي طلبد اقبالي به چاپ كتابهاي شعرو داستان نشان نمي دهند و اگر هم خطركنند يا با پشتوانه ي مالي خود مولف به چاپ كتابي درتيراژ بسياراندك مبادرت بورزند درعرضه و توزيع آن ناموفقند.حال آن كه همان شاعر يا مولف اگر اثري را ازسوي يك ناشر تهراني به چاپ برساند شاهد توفيق بسيار بيشتر كتا ب خود خواهد بود.دراين زمينه حتي ناشران غير خصوصي استاني هم مستثنا نيستند و آنها نيز از توان اندكي درامر توزيع برخوردارند .

                                                                                                                                                                  ادامه دارد

نوشته شده در جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody