سید احمد میرزاده

چه عيبي داشت كرسي ؟

دوباره گاز شهري

ضعيف و كم فشار است

هوا سرد است ؛اما

بخاري ، بي بخار است !

          ***

اگر چه هست روشن

ولي گرما ندارد

كسي راه فراري

از اين سرما ندارد

         ***

دراين فكرم كه قبلا

چه مي كردند مردم ؟

چه عيبي داشت كرسي ؟

چه عيبي داشت هيزم ؟

         ***

دوباره يادم آمد

از آن شبهاي پر برف

ننه سرماي قصه

شب يلداي پرحرف

         ***

چه شد آن جمع كرسي ؟

چه زود آن سالها رفت

صفاي قصه ها كو ؟

ننه سرما كجا رفت ؟

        ***

زمستان هست ؛ اما

ننه سرما نداريم

بيا يك بار ديگر

به كرسي رو بياريم

 سید احمد میرزاده

۲۵/۱۰/۸۶

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody