سید احمد میرزاده

براي دشتهاي برفپوش زادگاه پدرم :كاهو و خاطرات برفي كودكي

مثل يك قوي سفيد

برفها ، آهسته

از هوا مي بارند

آسمان ،خاموش است

ابرها مي بارند

    ***

توي آغل ، الان

گوسفندان خوابند

پشت آن كوه بزرگ

گرگها بي تابند

   ***

مي نشينم آرام

برلب پنجره مان

همه جا پربرف است

همه جا يخبندان

   ***

مثل يك قوي سفيد

برف صحرا زيباست

توي آن جنگل دور

بچه آهو تنهاست

   ***

بچه آهوي قشنگ

تو چرا تنهايي ؟

آه ! آنجا سرد است

پيش من مي آيي ؟

                                    سيد احمد ميرزاده

نوشته شده در شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody