سید احمد میرزاده

وقتی نام ببر در ایران برده می شود بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران را به یاد می آورد. سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته است.به روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه زارهای گیلان و مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران قدرت بلامنازع محسوب می شد. عملکرد ناصواب آدمیان در آن وسعت پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین تنگ کرد و قلمرو زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد). هیچ از خود سوال کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟ اگر چندین دهه قبل را مجسم کنید در آن زمان دشت های مازندران را جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می توانستیم آسمان را شاهد باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را به کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه اینکه ببری که در زمان زیمان می بایست در این نیزارها زیست نماید تا توله آن از گزند مورچه ها در امان باشد با از بین رفتن این نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل آن از بین رفت. کوچ اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در میان او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران دیگر به نوع شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتاً در سفره مشترک شکار یعنی چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل ببر که از زیستگاه اصلی خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی رویه در معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و گوسفندان روستاییان به دلیل گرسنگی، بغض و کینه صاحبان احشام تلف شده متوجه ببر مازندران می شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها شدند.
این "گربه" بزرگ و زیبای ایرانی بیش از 40 سال است که به احتمال نزدیک به یقین نسلش در ایران منقرض شده است. گرچه هر از چند گاه خبر برخورد با ببردر بیشه های مازندران در بین ساکنان برخی روستاهای آن خطه امیدی را در دلها زنده میکند, افسوس که هیچ رد , اثر یا نشانی که دال بر مستند بودن این خبرها باشد بدست نیامده و متاسفانه این نوع اخبار را میتوان تنها بعنوان خطای دید و یا شایعه تلقی کرد. زنده یاد کریم کشاورز در کتاب تاریخ گیلان وقتی ددان موجود در شمال را برمی شمارد ببر هم جزو آنهاست. و کتاب فوق در سال 1347 شمسی به چاپ رسیده است. یعنی 40 سال پیش هنوز ببر در جنگلهای شمال ایران وجود داشت, و یا اینکه تازه منقرض شده و کسی از این فاجعه محیط زیستی با خبر نبوده. درباره آخرین ببرهای مازندران که دیده شده دو روایت وجود دارد که هر دو غم انگیز است, اولی ببری است که در سال 1332 در بیشه ای نزدیک و مشرف به روستای آق قمیش در ۱۰ کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ بجنورد، توسط شکارچی حرفه ای به نام سروان احمد هنرور شکار شد. احمد میرزاده, شاعر و نویسنده نوجوانان, در کتابی به نام " ببرها هنوز نعره مى کشند" درباره این ماجرا نوشته است. و دومی در سال 1338 ببری با رنگ حنایی مایل به قرمز با خطوط پهن سیاه‌رنگ در ارتفاعات جنگلی شمال ایران توسط یک شکارچی محلی کشته شد.



مشخصات ببر ایرانی یا ببر مازندران با نام علمی(Panthera tigris virgata) به این شرح است:

رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی با نوارهای باریک و قهوه ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت گوش ها سیاه بوده لکه سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه البرز بوده است با نام (( ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب تاریخی و ادبی یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست ( البته تعداد نوارها در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر ) می باشد.
موهای بدن ببر مازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت او مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می باشد و اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر ایرانی وجود دارد یکی از منطقه لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹ سانتیمتر ذکر شده است)
غذای ببر خزر مرال، گوزن، گراز، شوکا، گربه وحشی، خرگوش، پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و گاومیش اهلی بوده است. جفت گیری این جانور احتمالاً در زمستان بوده دوره آبستنی تقریباً ۱۰۵ روز به طول می انجامد و در هربار زایمان دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد. بچه ها در ۴ سالگی بالغ می شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها اقدام به شکار می کرد.




براستی آیا دوباره غریو پر طنین ببر مازندران را خواهیم شنید؟ شاید روستائیان واقعاً این سلطان جنگلهای شمال را دیده اند, سلطانی که از شرم ناتوانی در حفظ ملک خویش به پرت ترین گوشه های جنگل پناه برده است. اما آنچه که در دسترس هست (البته در ایران) از حد چند تا عکس و نقاشی تجاوز نمیکند. اما در خارج از ایران (همانند آثار فرهنگی و تاریخی و دفینه های ماندگار از دوران باستان ما که سالهاست به موزه های انگلیس, فرانسه, آمریکا , اسرائیل و روسیه سرازیر شده و کماکان میشود) نه تنها عکس و نقاشی و پوست, بلکه خوشبختانه نمونه های زنده ببر مازندران هم نگهداری میشود. بنابر اسنادی در باغ وحش‌های شهر "اکسبورگ" آلمان و کالیفرنیای آمریکا چندین ببر ایرانی با قید زیست بوم این جانور وجود دارد, به علاوه در دفتر اطلاعات باغ وحش کالیفرنیا در قسمت ببرهای تانگای هند و مازندران که هر یک جداگانه نگه‌داری می‌شوند این مضمون به چشم می‌خورد:"پنج ببر مازندران از اعقاب ببرهایی است که در زمان قاجار به آمریکا آورده شده است". احتمالاً این ببرها در زمان ناصرالدین شاه به اروپا و آمریکا فرستاده شدند. چون ناصرالدین شاه برای تفنن باغ وحشی در بخشى از قصر دوشان تپه ساخت که در آن مجموعه‌اى از حیوانات و از جمله تعدادى ببر مازندران نگهدارى میشد.



دربیست سال اخیر در بسیاری از کشورها توانستند با پروژه هایی بعضی حیوانات را که در معرض انقراض بودند نجات دهند, و حتی در مواردی حیواناتی را که در محیط طبیعی خو منقرض شده و فقط نمونه هایی در باغ وحش ها موجود بود را به محیط طبیعی و آزاد خودشان برگردانده ونتیجه موفقیت آمیز هم بود. چرا ببر مازندران نه؟ میدانم که آرزویی دست نیافتنی است. وقتی که قطع درختان توسط شرکتهای چوب بری, خشکاندن مرداب ها, شکار بی رویه, آلودن محیط با فاضلاب کارخانه هاو...ادامه دارد, بیشترباید نگران آنهایی باشیم که میدانیم هنوز درجنگلهای شمال زندگی میکنند ولی خطر آنها را هم تهدید میکند و هشدار که اینان هم اگر نجنبیم دچار سرنوشتی مشابه ببرمازندران خواهند شد: بز کوهی, پلنگ, خارپشت, خرس, خرگوش, روباه, سمور, سنجاب, شغال, قوچ, گراز, گربه وحشی, گرگ, گوزن و همچنین شماری از آبزیان...

تصویر زیر مربوط به ببر مازندران در سال 1912 میلادی میباشد. این تصویر توسط سربازان روسی گرفته شده که در بخشهای خراسان و گرگان این ببر را شکار کرده بودند. برخی از کارشناسان این تصویر را متعلق به ببر مازندران نمی دانند و استنباط آنها ظاهر ببر و تفاوتهای تئوریک با ببر مازندران را دلیل قرار میدهند ولی تاکنون مدرکی دال بر رد این تصویر وجود نداشته است. این تصویر در بسیاری از سایتهای روسی دیده میشود و محل شکار را در خراسان شمالی و گاهی نیز در مناطق گرگان ذکر کرده اند.



نمونه موجود ببر ایرانی در موزه بریتانیا دارای مشخصات زیر است:
رنگ زمینه پشت و پهلوها زرد متمایل به طلایی با نوارهای عرضی زرد تیره رنگ یا قهوه ای روشن رنگ زمینه و نوارها در پهلو ها کمتر است سینه و شکم سفید ( با نوارهای زرد در زیر شکم) می باشد. زمینه صورت زرد و پیشانی دارای نوارهای قهوه ای است اطراف چشم ها و روی گونه دارای لکه سفید می باشد.دم به تناوب از نوارهای روشن متمایل به سفید و نوارهای زرد پررنگ تشکیل شده است پاها در سطح خارجی زردرنگ بوده در سطح داخلی سفید می باشد)



براستی که امید برای یافتن ببر مازندران هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

نوشته شده در شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody