سید احمد میرزاده

صبحت به خیر باد.خزانت بهار باد

شب بر تو روز باد .غمت تار و مار باد

 

ای مهربان پاک ! وجود صمیمی ات

چشم و چراغ روشن این روزگار باد

 

ای جلوه ی بهشت ! از آن دم که می روی

تا دیدنی دوباره دلم بی قرار باد

 

از مهر، رنج ، آید و از رنج ، آدمی

وابسته باد قلب من و غصه دار باد

 

این درد ...بگذریم ! در این انزوای تلخ

بزم من و کتاب و قلم برقرار باد

 

از من گذشته است ؛ تو باش و صفا بپاش

جانت همیشه سبز ، خزانت بهار باد

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط سید احمد میرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody