چه کسی بهار را به آتش کشیده است ؟

 

  مه گرفت وخلق ، پنگان می زنند.

                                       مولوی        

 

   هنگام  رسیده بود که نعره های ببرهای زخم خورده ، خواب ِ خرگوشان و خرسان را آشوفته سازد.دریغا جنگل های سوخته .چه کسی بهار را به آتش کشیده است ؟

   رسیدن به بامداد فروردین را هزار شب ِ یلدا راه پیموده بودیم...شکفتن اردیبهشت  را هزار دی ماه  ِ برفی ، صبوری کرده بودیم ...چه کسی بهار را به آتش کشیده است ؟

     چه کسی جز شما دراجاق خزان دمید آن هنگام که درختان سیب شکوفه می دادند ؟شما که  نفس هاتان آتش اژدها بود ...

   به تاوان ِ آتشی که افروخته اید فردا شهرهای آبادتان را شعله ور بینید ! آنک شهریاران تان را از تخت به زیر می کشند و به سرانِ ِ سرهنگان ِتان دارها می افرازند.

   در بلندای کدام قلعه پناه گرفته اید که به زبان خدایان سخن می رانید ؟باش تا فردا کنگره های افراشته تان را از همت تان پست تر بینید و  افسرتان را با خاک همسر .

   بهار را آتش نمی زنند.سلام را دشنام نمی دهند. پیام آور را نمی کشند.

   نعره های آن آخرین ببر زخم خورده ی تنها ، نفرت سروده ای از سیاهی دنیای حقیرتان بود.کدام پیروزی خرسندتان کرده است ؟

   پلنگان به کوهستان بازگشته اند که ماه را به زیر کشند.بیهوده پنگان می زنید که  امشب ، مهتاب در محاق ِ ابرهای خونین است.

   بشارت تان باد به آتشی که فردا از خاور تا باختر ، سرزمین تان را خواهد سوزاند.آنک بامداد  ِ غضب ِ امیر ِ جهانسوز ِ ما که پای در رکاب کرده است ...

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
لبخند

چه عصبان.ی و تلخ. درست تو ساعت هشت شب امشب من هم عصبانی و تلخ بودم. حالی که همیشه ازش گریزانم.

امید

ای وااااااااااااااااااااااااااااااای !!!!! . چقدر خشن [گریه]

باران

سلام شاید دیگه فرصت مناسبی پیش نیاد.... پیشاپیش سال نو مبارک....[گل]