اگر دوام بیاوری ...

 

   امشب ، بی آن که اتفاق تازه ای رخ داده باشد ، دیگرگونه شبی است.

   شباهنگ آواز نمی خواند.گرگ های گرسنه که هر شب رو به ماه زوزه می کشیدند در پناه ِصخره های کوهسارخزیده اند و بُزهای کوهی به دره های ژرف ، سقوط کرده اند.

  سکوت ،هراس بارتر از بارش ِ سپید ِبرف بر بلندای کوهستان است  آن هنگام که راه ها را می پوشاند و رهنوردان ِکهن پوی را در روشنی ِگمراهی فرو می برد ؛ سنگین تر از غرش ِهولناک ِ بهمن بی امانی که کوهنوردان ِآن سال را برای همیشه در خاطره ها فرو برد.

  ناله های ترسناک ِضحاک ، امشب ، از پشت ِ دماوند به گوش نمی رسد. در بیشه ی تاریک ِدامنه ی کوه ،نعره های آن ببر زخم خورده ی عاشق ،جای خودرا به خاموشی داده است.

  دیگرگونه شبی است.در آرامش مهیبی که بر این شب ِ شگفت ، سایه گسترده ، صدای نفس های انسان را نمی شنوی؛فرشته ها بال نمی زنند و ستاره ها چشمک نمی زنند.امشب حتی یک شهاب ، پیامی از روشنی ِآسمان به زمین نمی آورد.

  فریاد می زنی اما دهانت لبریز ِ برف است.مثل حنجره ی آن پسرک ِ لال که در کوهستان گم شده بود و ناامیدانه در سوتی که برگردن داشت می دمید...

  راه را از کدام ناشناس خواهی پرسید وقتی ماه و پروین و ستاره ی قطبی در پشت ِابرها فرو رفته اند؟

   شب ،دراز است و تا بامداد ،هزار سال ،فاصله است ؛اما اگر هزار گام دوام بیاوری ... آه اگر امشب هزار گام دوام بیاوری به نیایش گاه ِآن درویش سپید موی خواهی رسید .به آن خیمه ی کوچک که در آن چراغ ِامید روشن است .آنگاه پیاله ای ازچای آویشن ،صدایت را گرم خواهد کرد.

خیمه ای که در آن مردی با خدا بر سر ِ یک سفره نشسته است .

هزار گام ...آه اگر هزار گام دوام بیاوری ...

/ 5 نظر / 5 بازدید
امید

اما آن درویش سپیدموی تو را نخواهد پذیرفت میهمانش آتقدر بزرگ است که در خیمه اش جایی برای میهمانی دیگر نیست پس باید هزار گام دیگر هم دوام بیاوری و می آوری ...

لیلی

همینا که گفتی یعنی چه ؟؟؟ [چشمک]

چتر

خیلی تلخ بود نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما اتفاق تازه ای افتاده!!!! خوش بحال اونی که دووم میاره... اماانتظار بدترین واژه دنیاست، کاش هیچوقت به دنیا نمیومد..

سایه.

سلام استاد.نوشتتون منو یادرئالیسم جادویی آمریکای لاتین انداخت.به نظرمی رسه اون نیایشگاه دل شماست ودرویش سفید موی هم خودتانید که درپی روزگارپوستین کهنه ازتن به درکرده اید..بله چراغ امید روشن است اما پشت سرآنقدرها هم دهشتناک نیست و یک قدم شاید کافی باشد.یک قدم برخود بنه وان دگر در کوی دوست .......سربلند وپیروز باشید.

مرسده

چقدر غم انگیز..... وقتی کوهنوردای عزیز کشورمون راهشونو گم کردن حتما همین احساسی رو داشتن که شما اینطور استادانه به تصویر کشیدید... . . امیدوارم اونا به همین زیبایی که شما توصیف کردید به ملاقات خدا رفته باشند و روحشون در آرامش باشه