قرن نحس

 

 

به آیین  نیاکانم

 سیب وسماق و سکه وسمنو و ...سفره ی هفت سین را برمی چینم

تا سبزه را به سیزده گره بزنم

سیزده، سین آخر است

 خرافه نیست

اگرچه روزی همچون  تمام روزهای سال

روزی همچون تمام روزهای قرن ِ نحس است

قرنی که با عدد ١٣ شروع می شود

قرنی که دره و کوه آن یکسان است

٧٧؟

٨٨؟

 ١٣ را از نخست هرکدام برمی گیری

تا گریبانت رانگیرد

اما گریزی نیست

درخانه اگر بمانی

عین نحسی هستی

برای طراری که سخت به آیین است

برای هرکه به کلافگی ات سلام کند

بیرون اگر بروی

عین نحسی هستی

برای پونه و پروانه و پرنده

برای خاک  

درخانه می مانی

تنها

کسی برایت پیامکی نمی فرستد

کسی به وبلاگت سری نمی زند

عیدی تورا

کسی نمی خواهد

به کوچه می روی

اسکناس تا نخورده ات را به قناری فالگیر می بخشی  

تا ازپشت میله های قفس

تقدیرت را در برگه ای کوچک زمزمه کند :

«سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

 من خود ، آن سیزدهم کز همه عالم به درم»

 

 

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی محدثی خراسانی

جوان های بسیاری روزهای اول شاعریشان را که مرور می کنند مرا به یاد می آورند و من از آن بسیاران به چند نفرشان به لحاظ داشتن اسباب لازم برای تبدیل شدن به شاعری که بشود روی شعر و شخصیت و اندیشه اش حساب کرد امیدوار بودم که یکی از آنها شمایید.

سید احمد میرزاده

و اما آقا مصطفی.درخصوص مثالی که زدی خالی از لطف نیست اگر چند جمله ای را از صفحاتی 320و 321کتاب تفرج صنع نوشته ی عبدالکریم سروش بیاورم .(می دانی که سروش خود دارای مدرک دکترای داروسازی و فوق دکترای شیمی آنا لیتیک است .)"طب صنعت زده ، اینک طبیعی ترین پدیدارهای حیاتی همچون زایمان را بیش ار حد دشوار و پر هزینه کرده است و با خو دادن مردم به مصرف داروهایی که هرروز به مقتضای تکنولوژی نو می شوند بیماریهای یاتروژن = طبیب ساخته به وجود آورده است ...و آنگاه برای کاشتن محبت این داروها دردل پزشکان چه دروغها که نگفته اند و چه رشوه ها که نداده اند و چه نامردمیها و ستمگریها که نکرده اندو مظلومان بی خبر را به چه سموم جانکاه که نیالوده اند و چه آزمونهای نامجاز که برمردم جهان سوم جاری نکرده اند (همچون تست داروهای ضد حاملگی برای اولین بار برروی بومیان پرو ) و دست آخر بیماران را با چه آفتهای درمان ناپذیر که رها نکرده اند."

روزها و سوزها

شعر زیبایتان را خواندم ... نحسی ادم ها و قرن ها و ...به اعداد نیست .ادم ها به اعداد هم رحم نکرده اند !!! چه در خانه بمانی و چه سراغی از پونه و پروانه و پرنده بگیری ... دلت که شاد باشد 13 هم زیباترین عدد می شود هیچ چیزی به نحسی نا امیدی نیست ... بگذار به جای قناری در قفس ...تصویر عقاب آسمان ...اسب سرکش رها ...در چشمانت نقش بندد تا دلت نیز تقدیری مبارک بیافریند ...

مریم زندی

سلام امیدوارم سال سبزی رو شروع کرده باشید این قسمت کار خیلی زیبا بود :" سیزده سین آخر است..." سبزسبز[گل]

سید احمد میرزاده

یه نکته ی دیگه با آقا مصطفی :اولا هیچ تضمینی وجود نداره که اگه اون دو تا بچه الان به دنیا می اومدند نمی مردند الان هم مرگ و میر بچه ها کم نیست .یه جاش درست می شه صد جاش خراب.دوم این که من نمونه های رو می شناسم که بچه از ابتدای تولد فلج مغزی بوده و با ید می مرده .اما تکنولوزی این اجازه رو داده که با خرج هزینه های بسیار اون بچه رو ماهها توی دستگاه نگه دارند تا خطر مردنش برطرف بشه و بعد یک عمر به صورت فلج مغزی زجر بکشه و به خونواده ش زجر بده و وبال جامعه باشه ...این بلایی یه که در اصل به سر تمام بشر آمده ...تکنولوزی زنده نگه می داره تا زجر بده ...بدون تکنولوزی یا زنده نبودیم یا اگر زنده بودیم واقعا زندگی می کردیم ...ولی الان دنیا پر از زنده هایی که زندگی نمی کنند...

امید

از یک شاعر بعیده که اینجوری در مورد زندگی و زنده ها صحبت کنه!!!!! این نوع صحبت بوی هیتلریسم میده

مصطفی

سلام دایی احمد بسیار عزیزم. من-شاید به مقتضای مهندس بودنم- دوست دارم با عدد و رقم حرف بزنم. این درست که هنوز هم بچه های زیادی می میرند، اما اعداد به ما می گویند که نرخ مرگ و میر نوزادان از بیش از 120 در هزار به کمتر از 30 در هزار کاهش یافته. امید به زندگی در کشور ما به 72 سال و در برخی کشورهای پیشرفته تا بیش از 80 سال افزایش یافته.(یعنی تقریباٌ دو برابر شده است!) و اما راجع به بچه عقب افتاده ای که گفتی، اجباری شدن آزمایش خون پیش از ازدواج از به دنیا آمدن هزاران بچه مبتلا به بیماری تالاسمی ماژور جلوگیری کرده است. سونوگرافی به مادرانی که بچه های عقب افتاده دارند امکان آن را داده است که پیش از 6 ماهگی بچه نسبت به سقط کردن آن اقدام کنند و او و خودشان را از سالها عذاب کشیدن برهانند. طاعون و آبله تقریباً در دنیا ریشه کن شده اند. دیگر مثل اروپای قرن 15 و 16 هزاران انسان بی گناه از بیماری وبا نمی میرند. تکنولوژی به ما این امکان را داده که با هزار کیلومتر فاصله ی مکانی هفته ای چند بار با هم در ارتباط باشیم. وگرنه شاید اصلاً برای دایی احمد مصطفی ای وجود نداشت. فراموش نکن دایی عزیزم که از اولین دستاوردهای بزرگ دوره ی تک

امید

من حیران هستم که هنوز حرف جناب میرزاده را آقا مصطفی درک نکرده!!!!!!!! سید میگه همون مرگ و میرهای قدیم - همون عدم ارتباطات و حمل و نقل اسان - همون بیملریهای واگیر و ... باعث میشده انسان نتونه طبیعت رو نابود کنه و برخلاف تصور رفاه امروزی بدون وجود طبیعت در گذشته انسان با داشتن طبیعت دست نخورده و عوامل طبیعی که موجب میشده اند انسان نتونه قدرتمند بشه وضع جهان - موجودات زنده از جمله خود انسان و طبیعت بهتر بوده!!!!!!! و بدینصورت ذات تکنولوژی بد است و سرمایه داری که شتاب دهنده تکنولوژی است نیز بد میباشد

مصطفی

سلام به آقا امید عزیز. من این حرف رو می فهمم، فقط جواب این سوال رو هنوز نگرفته ام که رفاه مورد نظر دایی احمد چیه؟ رفاهی که من تعریف می کنم شاخص های خیلی مشخصی داره: GNP سرانه، امید به زندگی، نرخ مرگ و میر نوزادان، و... اما اون رفاه مورد نظر دایی احمد که در گذشته بیشتر بوده چیه؟ من فقط یه تعریف دقیق از اون رفاه می خوام. وضع چه چیزی برای بشر بهتر از حالا بوده؟

امید

شاخص اوون رفاه در ذهن دایی احمد شماست! این شاخصهای شما رفاهی رو میاره که انسان رو غالب بر طبیعت میکنه!! انسانی بیشترین رفاه رو داشته که توان غلبه بر طبیعت رو نداشته لذا از طبیعت بیشترین استفاده رو میبرده! اگه بپذیریم طبیعت برای خودش حساب و کتابی برای بقای موجودات مختلف داره و زنجیره های غذایی و ... کنترل کننده شمار جانوران و .. بوده و هست انسان تنها موجودی است که تونسته با تکنولوژی این زنجیره ها رو به نفع خودش بشکنه و از طبیعت بیگاری بکشه اگرچه انسان امروزی با همین تکنولوژی میخواد به داد طبیعت برسه اما قبول کن که سیر کردن شکم هفت میلیارد انسان کافیه تا نابودی زمین رو بهمراه داشته باشه!!!! ما همه باید منتظر انتقام طبیعت از انسان باشیم!!! اما تفاوت من و دایی احمد شما در اینه که دایی مسبب اینها رو تکنولوژی میدونه و راهکار رو حذف اوون میدونه ولی من .....!!!