تا دیدنی دوباره...

صبحت به خیر باد.خزانت بهار باد

شب بر تو روز باد .غمت تار و مار باد

 

ای مهربان پاک ! وجود صمیمی ات

چشم و چراغ روشن این روزگار باد

 

ای جلوه ی بهشت ! از آن دم که می روی

تا دیدنی دوباره دلم بی قرار باد

 

از مهر، رنج ، آید و از رنج ، آدمی

وابسته باد قلب من و غصه دار باد

 

این درد ...بگذریم ! در این انزوای تلخ

بزم من و کتاب و قلم برقرار باد

 

از من گذشته است ؛ تو باش و صفا بپاش

جانت همیشه سبز ، خزانت بهار باد

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
مهرداد

از من گذشته است، تو باش و صفا بپاش جانت همیشه سبز، خزانت بهار باد...

مریم علی اکبری

از مهر رنج اید و از رنج آدمی... سلام.زیبا بود. زباله بودن احساس عمیقی ست چرا که همه جا هست و هیچ کس نمی بیند... به روزم.

سیما دلپسند

ای جلوه ی بهشت ! از آن دم که می روی تا دیدنی دوباره دلم بی قرار باد از مهر، رنج ، آید و از رنج، آدمی وابسته باد قلب من و غصه دار باد این درد... بگذریم ! در این انزوای تلخ .. عالی و زیبا...

عابر پياده

سلام استاد.بالاخره برگشتيد به سرشعر؟يك نگاهي به وبلاگتان بكنيد ببينيد چقدر از شعر دور افتاده ايد ...خيلي قشنگ بود .از مهر < رنج آيد و از رنج < آدمي

رحیم

چندی بود که شعری از این دست نشنیده و نخوانده بودم. ذوقتان همیشه سرشار و قلمتان پایدار باد. شاعر بی عشق همچون حکاک روی یخ است که.... امیدوارم هرچه زودتر دفتر عاشقانه هایتان در دل دوستدارانتان جاودانه گردد.