فقط باید گل سرخ باشی !

 

امشب در باشگاه آسمان ، جشن عروسی ماه و ابر است .اما اگر عاشق نباشی هیچ شهابی حامل کارت دعوتی برای  تو نیست .

اگر عاشق نباشی ، ستاره ها به تو چشمک نمی زنند . و لبخند زهره و مهتاب  هم برای  دلربایی از تو نیست .اگر عاشق نباشی سهمی جز همین پرده های ضخیم از آسمان نمی بری ...

اگر عاشق نباشی شبانه های تو از  شعر و شراب و شهود سرشار نخواهد شد.اگر عاشق نباشی تمام شبهای تو یلدا خواهد بود بی آن که در آن از فال حافظ و قهوه ی مهربانی و قصه ی مادر بزرگ خبری باشد. اگر عاشق نباشی تنفس صبح را نخواهی شنید.

تو فقط باید گل سرخ باشی تا بتوانی  صبحگاهان ، لذت بوسه ی گرم دخترخورشید را بر لطافت گونه های سردت بچشی .

تو باید آهوی کوهی باشی تا در صعود عاشقانه ات به کوهستان بینالود،اشتیاق قله ی شیرباد را در نفس ِنفس  ِتندش احساس کنی  و تپش ِقلب این مغرور ِزیبا را بشنوی.

عاشق باش تا هوای زلال کوهستان را با خود به  ترافیک خیابانهای دود گرفته بیاوری و شهر را از  اکسیژن نشاط سرشار کنی.

اگر عاشق نباشی خستگی  پلیس  سر چهارراه را نمی فهمی  وچراغ قرمز را نمی بینی و  پلیس ها همیشه به تو اخم می کنند و بهارت با برگ های زرد جریمه ، لبریز از دلهره ی پاییز خواهدشد.

اگر عاشق نباشی اسفندها را دود می کنی بی آن که فرودینی را درگلدانت کاشته باشی .اگر عاشق نباشی هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید و هیچ پرنده ای برشانه ات آواز نمی خواند.

عاشق باش و نگذار نیلوفرانی که برشانه ات روییده اند به مار بدل شوند. بگذار سهراب دلت درنبرد با گرد آفرید بلرزد و به دست تهمتن پهلویش دریده شود. بگذار تا از خنجرت ، شکوفه بروید و تفنگت ، گل یاس شلیک کند.

اگر عاشق نباشی  ببرهای زخمی هرگز سر بر دامنت نمی گذارند و درد باستانی خود را در پناه تو نعره نمی کشند.

عاشق باش تا طعم جوانی را در کلبه ی اسپاگتی بچشی و نقاشی ونگوگ را شاعرانه تر تفسیر کنی.

 به  جز معجزه ی عشق ، پس چه چیز نور زندگی را به چشم  آن ستاره ی کوچک باز گرداند؟عاشق باش ! همان گونه که من ایمان دارم  این فرشته ، اهریمن "ام اس "را از پای در می آورد .

نگذار رخوت زمستانی، بوستان  دلت را بخشکاند و اردیبهشت را از خاطرت ببرد.می ترسم یک روز به خودت بیایی و ببینی در سینه ات،سنگی است که صفای  چشمه هایت را کور کرده است.

 عاشق باش و بگذار چشمه ها بشکفند و جویبارها بی خجالت جاری شوند و رودها مستانه تر آواز بخوانند و دریا مهربان تر آغوش باز کند.

عاشق باش و در هر نفس دوبار عید را تازه کن و در هر لحظه پیغمبر بهاری نو باش.عاشق باش تا هرروز تو نوروز باشد...

 

/ 5 نظر / 23 بازدید
مصطفی

سلام. با عرض معذرت من یه نظر انتقادی دارم. نوشته هات این اواخر به نظرم بیش از حد رمانتیک شده اند. شاعرانه نوشتن با به کار بردن یک عالمه عبارت و واژه رمانتیک مثل:"بهار"،" عشق"،"نیلوفر"، "فروردین"،" بوسه"،"قصه مادربزرگ"،" تنفس صبح"، "گل یاس" و .... فرق دارد. تکرار مکرر این جور چیزها، بدون اینکه معنای جدیدی خلق کند، ما را اسیر کلیشه ها می سازد. حرف شاعرانه، یک عالمه معنا دارد با یک ظاهر زیبای ساده. حرف کلیشه ای یک عالمه ترکیب و اصطلاح رمانتیک دارد با یک ذره معنی.

باران

نوروز بر شما مبارك باد.[گل]

امید

خیلی شاعرانه و زیبا و خوب گفتی [گل]

رحیم

سلام اولاً: تا بوده و هست و خواهد بود، نام شاعر با عشق عجين بوده و خواهد بود. چرا که اول و آخر و به عبارتي کل زندگي انسان در همين يک کلمه خلاصه مي شود. ثانياً: نمی دانم چرا هر زمان با اين سبک به توصيف واژه عشق پرداخته مي شود، بلافاصله ياد مولانا مي افتم. ثالثاً: کمي بي ربط به مطلب شما و در ادامه بند قبل(!) چهارشنبه روزنامه اطلاعات در ويژه نامه چهرشنبه گذشته (24 اسفندماه) مطالب خواندني داشت. من لينک ها را برايتان مي گذارم: http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2012\03\03-14\10-51-23.htm&storytitle=%CF%DF%CA%D1%20%E3%D5%C7%CD%C8 http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2012\03\03-14\10-49-48.htm&storytitle=%C2%D3%CA%C7%E4%20%E3%E6%E1%C7%E4%C7

مصطفی

دوباره سلام. نوروزت مبارک. ما اینجا باید خیلی سعی کنیم تا یادمون بیفته که عیده! نه آب و هوا تغییر محسوسی می کنه، نه خیابونها و مغازه ها دچار ازدحام آخر سالند، نه کسی مشغول خانه تکانیست و نه هر جا که می نشینی حرف از برنامه ریزی برای تعطیلات. با این حال، ما امسال سبزه مون رو زودتر (وبیشتر!) از هر سال سبز کردیم و در به در می گردیم تا سین های سفره ی هفت سینمون رو مهیا کنیم. دلم برای همه چیز ایران (مخصوصا ایران دم عید) تنگ شده. سلام من رو به عید و به ایران برسون.