بوی بهار

نمی رود دل محزون به جست و جوی بهار

نمی رسد دگر از کوچه باغ ، بوی بهار

پرنده ی دل من در میان حجم قفس

شکسته شد پروبالش در آرزوی بهار

دلم گرفته از این کوچه های حزن آلود

کجاست آن که مرا می برد به سوی بهار

 چه لحظه های غریبی  ، چه فصل دلتنگی

سفر کن ای دل عاشق به جست و جوی بهار

                           ***

صدای مبهمی از دور دست می آید

دوباره پرشده صحرا زهای و هوی بهار

از کتاب عاشقانه های ببر زخمی

/ 2 نظر / 7 بازدید
روزها و سوزها

پرنده ی دل من در میان حجم قفس شکسته شد پروبالش در آرزوی بهار دلم گرفته از این کوچه های حزن آلود کجاست آن که مرا می برد به سوی بهار ...

عسل

سلام. بسیار زیبا بود[گل]