روزهای مدرسه

 

هر زمان که تنگ می شود دلم

یادِ خاطرات ِدور می کنم

خاطرات ِسال های پیش را

باز در دلم مرور می کنم


می روم به سرزمین کودکی

سرزمین شور و شوق و آرزو

یاد می کنم ز روزهای  درس

روز های خنده و بگو مگو


سال های ابتدای مدرسه

ابتدای عشق بود و دوستی

قمری ترانه خوان ِسینه ام

شعر ِمهر می سرود و دوستی

 

یادت ای حیاط ِبا صفا به خیر

یادت ای کلاس ِآشنا به خیر

یادت ای همیشه خوب ِمهربان

ای معلم ِعزیز ِما به خیر


ساعت ریاضیات در کلاس

ترس و لرز بود و اضطراب بود

در سر کلاس ِدرس ِفارسی

خواندنم همیشه پر شتاب بود


«هی پسر کمی یواش تر بخوان

بس نبود آن همه خطا هنوز؟

آی جا زدی پسر ، کمی یواش»

مانده توی گوشم این صدا هنوز

 

معنی صدای آشنای زنگ

انتهای اضطراب بود و ترس

ما نفس نفس زنان و با شتاب

می گریختیم ازکلاس درس


از صدای خنده های بچه ها

هر که داشت غم ، نشاط می گرفت

 در مسیرمان دوباره کوچه ها

مثل صبحدم  نشاط می گرفت


بعد خانه بود و حرف های من

خانه بود و مهر بود و مادرم

خانه بود و مشق های بی امان

مشق بود و برگ های دفترم


با وجود اضطراب های صبح

شوق ِروز بعد بود در دلم

می نوشتم و دوباره می گریخت

هر چه غم نشسته بود بر دلم


رفته اند روزهای مدرسه

روز های درس و مشق و امتحان

رفته اند روز های کودکی

رفته اند و مانده خاطراتشان


                        از کتاب "آخرین شب ِ پلنگ " سید احمد میرزاده

/ 10 نظر / 14 بازدید
امید

هعی هعـــــــــــــــــی . یادش بخیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

جمال

واقعا يادش بخير

مشاوره خانواده

دلم برای مدرسه تنگ شد ...ممنون از شعر زیباتون

کمیل

این شعرتونو خیلی دوست دارم با اجازتون کتابتونو بردم سر کلاس روز اول درس این شعر رو برا همه خوندم.ظاهرا همه لذت بردن.پایدار و سلامت باشید.

حمید مرادی

سلام و عرض ادب دوست خوبم چطوری؟ شاپرک بروز شد و منتظر نقد و نگاه عالمانه شماست. شعر زیبا و دلنشینی از شما خوندم. جاودان باشید.

پرنده

سلام آقای میر زاده باورم نمیشه یهو وبلاگ شمارو پیدا کردم من عاشق آخرین شب پلنگ هستم همه ی شعراشو حفظم مخصوصا خود آخرین شب پلنگ

پرنده

چرا ب وبلاگ من سر نمیزنین؟؟؟؟؟؟ درسته ک من ی جوجه شاعرم و احتمالا قابل نمیدونین ولی واسه دلخوشی ما هم که شده....ی نیم نگاهی چیزی..... بالآخره ما از طرفدارای شماییما

اکرم خیبری

زیبا بود و دلنشین. با دو شعر کودکانه میزبانتان هستم . پیشاپیش حضورتان سبز...

سحرمهران منزه

سلام آقای احمد میرزاده واقعاشعرتون عالی بود اگه میشه به وبلاگ من هم یه سر بزنیدآخه من هم شعرمیگه اگه میشه اشکالتشوبهم بگید موفق باشید[لبخند]

پرستو

حتمن روزی می آید که شعری بسرایید برای این روزها و بگویید یادش بخیر دوران ...