یک قدم به خانه ی خدا

به یاد پدرم

ای پرنده ی سپید بال

پرکشیده ای به دورها

رفته ای به شهر نور ها

خانه ی تو پشت ابرها

آخرین پلاک کوچه ی ستاره  ها ست

یک قدم به خانه ی خداست

عطر یاد تو

مثل خاطرات یک گل سپید

در فضا ی بیکران رها ست

از زمین گسسته ای

با فرشته ها نشسته ای

شاد و بی ملال

ای پرنده ی سپید بال

اردیبهشت 87

/ 5 نظر / 7 بازدید
احمدرضا قدیریان

سلام. چند سال قبل سری به خانه یکدیگر زده ایم. بعد از آن سال ها دوباره آمده ام. خوشحال می شوم قدم و قلم رنجه کنید. موفق باشید.

رحیم

یاد روزگاری که همه خانواده زیر سایه بال سپید پدر و در آغوش پرمهر مادر بودیم و چه غافل بودیم و چه زود گذشت...کاش می شد فقط لحظه ای به گذشته سفر کرد...افسوس! پس باید قدر داشته ها را دانست که امروز گذشته فرداهاست.

رحیم

یاد روزگاری به خیر که همه خانواده زیر سایه بال سپید پدر و در آغوش پرمهر مادر بودیم و چه غافل بودیم و چه زود گذشت...کاش می شد فقط لحظه ای به گذشته سفر کرد...افسوس! پس باید قدر داشته ها را دانست که امروز گذشته فرداهاست.

محبوبه جمالي

خوش به حال همه كساني كه سايه پدر روي سرشونه ...