اتفاق

اتّفاق

مرغِ دریایی به نرمی

بال می زد روی دریا

قلب من را داشت می برد

باخودش آن سوی دریا

 

عصر بود و داشت خورشید

خیس می شد در دل ِ آب

قلب من در آب ها بود

مثل یک ماهی ِ بی تاب

 

ناگهان از اتّفاقی

قلبِ دریا با خبر شد

لحظه ای احساس کردم

موج هایش نرم تر شد

 

مثل من گوش ایستادند

گوش ماهی های ساحل

یک پری در عمقِ دریا

گریه می کرد از ته دل...

                                                    سید احمد میرزاده /ماهنامه سلام بچه ها /فروردین 90

/ 9 نظر / 13 بازدید
پائیز

... گریه هایش مثل نجوا با خدای آسمان بود راز هایش چون ستاره در میان کهکشان بود

جمیله کراماتی

سلام آقای میرزاده. سال نو مبارک امیدوارم سال 90سالی پر از موفقیت برای شما باشه. یک پری در عمق دریا گریه می کرد از ته دل زیبا بود. موفق باشید[گل]

آسمان

شب چه سحر انگیز است شب سراسر رویاست میشود آن را خواند مثل شعری زیباست

امید

و همیشه پری قصه ها گریه میکردند[گریه][گریه][گریه]

مصطفی

سلام!

saeed

سلام احمد جان عزیز دلم برای پری سوخت چرا پریها همیشه گریه میکنند؟[ناراحت]

ریحانه

سلام. باز جای شکرش باقیه که قلب دریا باخبر شده و طفلک پریه تنهای تنها نبوده!